سلام ؛

این بار می‌خوام در مورد جایگاه زبان کردی در تقسیم بندی‌های بین‌المللی یه مقدار بنویسم .

امروزه زبان کردی با انشعاب‌های متنوع آن بالغ بر 40 میلیون نفر در نقاط مختلف عالم گویشور دارد و به عنوان یکی از زبان‌های فعال و زنده‌ی دنیا در مجامع و سازمان‌های جهانی شناخته شده و نام آن ثبت گردیده است .

امروز مردمان کرد زبان علاوه بر اینکه در غالب نقاط پراکنده اند ، اختصاصا در بخش وسیعی از خاورمبانه که سرزمین اجدادی و زادگاه آنهاست و غالبا با نام کردستان معرفی گردیده است ، سکونت دارند ؛ در حالی که به دلیل تاثیر عوامل گونانگون سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی و … در چگونگی سخن گفتن آنها تغییراتی به وجود آمده است که در بدو امر برای شنونده‌ی غیر کرد زبان در شنیدن این زبان متنوع ، تصور چند زبان مختلف حاصل می‌شود ، اما اگر از گویشوران کرد در هر نقطه‌ی عالم ، علی‌رغم اختلافی که در سخن گفتن آنها وجود دارد از نوع زبان آنان سؤال شود ، همگی بدون استثناء‌ زبان خود را «کردی» معرفی می‌کنند و این اشتراک عقیده ، روشن‌ترین دلیل بر یکی بودن آبشخور اصلی شاخه‌های متنوع این زبان است و البته چنین ادعایی ، تنها منحصر به زبان کردی نیست و در مورد زبان‌های دیگری چون عربی ، انگلیسی ، روسی ، چینی ، اسپانیولی و … نیز درست است . ‌

 

اینم یه نمودار و یه نقشه

 

 

چهارشنبه ۳٠ مهر ۱۳۸٢ساعت ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ توسط ایلیا نظرات ()
تگ ها:

سلام ؛

الآن می‌خوام یه شعر دیگه از علی اکبر نوبتی « پرتو » براتون بنویسم :

الا یا ایها الساقی ادر کأساً که ناچارم

                       دلم ته‌نگه وه‌ کی بوشم جوانی چی وه کو بارم

ریم که‌فته ده‌ر مالت وه‌ بونه‌ی عارض و خالت

                       وه‌تم گیان ده‌ر بکم اما چویلت که‌فته‌ هاوارم

گل حسنت وه تالان برد هه‌ر گلچین و ریواری

                       وه ناو ئی باخه هه‌ر چو بید مه‌جنون من سه‌رو خوارم

ده‌م و قه‌د و چو و خالت گل و سه‌ر و می و مشکه

                       و گیان و مال و دین و دل به‌لا گه‌ردان هه‌ر چوارم

شوی بیلا له دل‌ته‌نگی سه‌رم له‌ بان شانت بو

                        منیشه‌م چو سه‌ر و زولفت عزیزیم عازیه‌ت بارم

وه‌تن چو دار بیده خذمت ناکه‌س نه‌ذانستم

                        بکه‌ن ئه‌ر سه‌نگسارم خوه‌م وه خوه‌م کردم سزاوارم

جوانی چی امید دل نه‌مه‌ن دیرم نه‌فه‌س کیشم

                        خدا مه‌رگم بیه‌ی « پرتو » ئه‌ره‌ی ئی کار و کردارم

***************************************************

معنی :

ای ساقی پیاله را بگردان که ناچارم

                          دلم تنگ است به کی بگویم جوانی رفت از کجا بیاورم

از در خانه‌ات گذشتم مانند شاکی خال رویت

                           گفتم جان به در ببرم اما چشمانت به فریادم آمد

گل حسنت (دل) هر گلچین و رهگذری را به یغما برد

                            من درون این باغ مانند بید مجنون سر به زیرم

دهان و قد و چشم و خالت ، گل و سرو و می مشک است

                            از جان و مال و دین و دل بلا گردان هر چهارم

شبی بگذار که از دلتنگی سرم روی شانه‌ات باشد

                           ای عزیز من هم مانند موهایت عزا دارم

گفتند مانند درخت بید خدمت به ناکسان را نمی‌دانستم

                           اگر سنگ سارم کنند خودم مقصر بودم سزاوار بودم

جوانی رفت امید دل نماند اما هنوز نفس می‌کشم

                          خدا مرگت بدهد «پرتو » برای این کار و کردارت

 

 

جمعه ۱۸ مهر ۱۳۸٢ساعت ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ توسط ایلیا نظرات ()
تگ ها:

دیروز اولین باران پاییری در کرمانشاه بارید و من رو به یاد شعری که می‌خوام بنویسم انداخت که می گه :

 

واران وارانه , واران ته‌رم کرد

                            ئو بالا به‌رزه له‌ری ده‌رم کرد

واران وارارنه ,  وه ریزه ریزه

                          وه‌عده‌ی وه‌هار داد یه‌خو پاییزه

واران وارانه واران ته‌رم کرد

                          سوزه‌ی چو خومار له ری ده‌رم کرد

شه‌رط بو له داخت هه‌رگز نه‌خه‌نم

                             برگ عازیه‌تی له وه‌ر نه‌که‌نم

شیرین شیرینه شیرین شه‌مامه

                             ساتی نینمه‌ی عومرم ته‌مامه

****************************************

معنی :

باران است باران است باران مرا خیس کرد

                         آن بلند بالا مرا از راه به در کرد

باران است باران است بارانی ریز ریز

                        وعده ی بهار را می داد این که پاییز است

باران است باران است باران مرا خیس کرد

                        آن سبزه‌ی چشم خمار مرا از راه به در کرد

بعد از داغ تو شرط این شد که هرگز نخندم

                        و لباس عزا را از تن بیرون نیاورم

آن شمامه‌ی* شیرین را

                         اگر ساعتی نبینم می‌میرم

_________________________________________________

* شه‌مامه : میوه ایست از خانواده‌ی طالبی و کوچکتر از گرمک که بسیار خوشبوست و بیشتر به خاطر بوی خوبش خریداری می‌شود , همان دستنبو در زبان فارسی   

شنبه ۱٢ مهر ۱۳۸٢ساعت ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ توسط ایلیا نظرات ()
تگ ها:

سلام ؛

این مقاله رو که الان اینجا می‌نویسم حدود دوماه پیش به دفتر روزنامه‌ی باختر دادم برای چاپ ولی به خاطر مشکلات با صدا و سیما ( اونطور که مدیر مسوول روزنامه گفت ) قابل چاپ نبود . البته من تمام تلاش خودم رو کردم که توهینی به کسی نشه ولی بالاخره چاپ نشد

نگاهی به کُرد و لهجه‌ی کُردی در سیما

 

 

 

تلویزیون رسانه ایست ملی که می‌بایست در خدمت تمام اقشار و اقوام‌ جامعه باشد و به اعتلای فرهنگ آن کمک کرده و موجبات نزدیکی هر چه بیشتر اقوام را فراهم سازد و این امر میسر نیست مگر با پخش برنامه‌هایی که موضوع آنها معرفی فرهنگ‌های مختلف است و جلوگیری از پخش برنامه‌هایی که به فرهنگ و زبان خاصی توهین می‌کند .

امروزه شاید بسیاری از هم‌شهریان و هم‌استانی‌های عزیز متوجه شده باشند که یکی از زبان‌ها و لهجه‌‌هایی که در سریال‌های شبکه‌های سراسری بیش از دیگر زبان‌ها به آن توهین می‌شود لهجه و زبان کردی کرمانشاهی است که در برنامه‌های مختلف تلویزیونی به طرق مختلف به سخره گرفته شده و کرمانشاهیان بیش از دیگران مورد تمسخر قرار می‌گیرند ؛ به عنوان مثال در در یکی از سریال‌های پر‌بیننده‌ی تلویزیون جنگلبانی کرمانشاهی وجود داشت که متأسفانه از احمق‌ترین و بی‌دست و پا ترین افراد در آن سریال به شمار می‌رفت و با لهجه‌ای بسیار بد و زننده صحبت می‌کرد و جایی در جواب یک خلاف‌کار این جمله را به کار برد که : ‍« جناب سروان گفته با خلاف‌کارا حرف نزن چون ممکنه گولد بزنن » و این تصویری بود از یک کرمانشاهی ؛ همچنین در اکثر برنامه‌ها کسانی که با لهجه‌ی کردی صحبت می‌کنند اگر دزد و قاچاقچی نباشند حتماً مستخدم و آبدار‌چی هستند و این برنامه‌ها سبب شده تا تصویری بسیار زشت از کرد‌ها و مخصوصاً کرمانشاهیان در ذهن جامعه نقش ببندد ؛ و بنده به عنوان عضو کوچکی از این شهر و دیار از نمایندگان محترم استان در مجلس شورای اسلامی و دیگر مسئولان تقاضا دارم با پیگیری‌های خود از ادامه‌ی این وضع جلوگیری کنند .

حال نگاهی به برنامه‌های شبکه‌ی استانی کرمانشاه ( شبکه‌ی زاگرس ) بیندازیم :

در سال 80 که شبکه‌ی استانی زاگرس افتتاح شد اغلب هم‌استانی های عزیز بسیار خوشحال شدند زیرا بعد از مدت‌ها انتظار ، شبکه‌ای افتتاح شده بود که مانند هر شبکه‌ی محلی دیگر، می‌توانست به اعتلای فرهنگ غنی و پر‌بار منطقه که در حال فراموشی است کمک کند ؛ اما برخلاف انتظار چنین نشد و غیر از چند برنامه که آن هم گاه‌گاهی پخش می‌شد ، تنها برنامه‌هایی که به زبان کردی می پرداختند برنامه‌های طنز بودند که آنها نیز از زبان کردی تنها برای خنداندن هر چه بیشتر مردم استفاده می‌کردند که نه تنها کمکی به زبان کردی نمی‌کرد بلکه موجب تضعیف هرچه بیشتر آن می‌شد . البته به نظر بنده این برنامه‌ها در کنار برنامه‌هایی جدی که به زبان کردی هستند - در صورتی که تنها دستمایه‌ی سازندگان آن برای خنداندن ، زبان کردی نباشد - اتفاقاً بسیار دلنشین و مفید است زیرا بیننده حق دارد برنامه‌های طنز را نیز به زبان خود ببیند و لذتی دوچندان از آن ببرد .

همانطور که بسیاری از شما می‌دانید امروزه وضع زبان کردی مخصوصاً زبان کردی کرمانشاهی بسیار بغرنج است و روز به روز بیشتر به فراموشی نزدیک می‌شود و شاید تا چند سال آینده جز افراد مسن کمتر کسی را بتوان پیدا کرد که به زبان کردی کرمانشاهی صحبت کند ؛ و به نظر من این زنگ خطری است که باید ما را بیدار کند تا کاری انجام دهیم و قدمی برای حفظ این زبان و فرهنگ غنی برداریم و موثرترین و قوی‌ترین گام را در این راه صدا و سیمای مرکز استان می‌تواند بردارد که علاوه بر خدمتی که به فرهنگ این منطقه می‌کند ، می‌تواند بینندگان بیشتری را نیز به این شبکه‌ی محلی جذب کند .

 

چهارشنبه ٩ مهر ۱۳۸٢ساعت ٤:٤٧ ‎ب.ظ توسط ایلیا نظرات ()
تگ ها:

سلام ؛

اینم شعرایی که قول داده بودم بنویسم و با < بنویسین له بان ... > شروع می‌شن :

بنویسین له بان طاقی طاق وه‌سان

                                 تا کی بکیشم جور ناکسان

بنویسین له بان سه‌نگی مه‌زارم

                                شهیدی عشقم نه‌که‌ین ئازارم

بنویسین له بان سکه‌ی دوقروشی

                                هه‌ر که یار نیری سیه بپوشی

بنویسین له بان سکه‌ی نادر شاه

                              هه‌ر که یار نیری بایده کرماشاه

*************************************

معنی :

بر روی طاق طاقبستان بنویسید

                               تا کی جور و ستم  ناکسان را تحمل کنم

بر روی سنگ مزارم بنویسید

                             شهید عشقم مرا آزار ندهید

بر روی سکه‌ی دو ریالی بنویسید

                             هر کس یار ندارد سیاه بپوشد

بر روی سکه‌ی نادر شاه بنویسید

                             هر کس یا ندارد به کرمانشاه بیاید

********************************

این شعرها هم جرء همون شعرهای عامیانه‌ی قبلیه و باز هم خواهش می‌کنم هر کس - مخصوصا کسانی که در شعر و موسیقی تخصص دارند - درمورد این که چرا اینقدر شعر و موسیقی کردی به هم نزدیکن نظراتشون رو بدن تا ما هم بفهمیم که علتش چیه ؛ بازم هم از همتون تشکر می‌کنم ؛

چهارشنبه ٢ مهر ۱۳۸٢ساعت ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ توسط ایلیا نظرات ()
تگ ها: