سلام ؛
امیدوارم توی این فصل گرم ، دل همه شاد و گرم باشه و ولی جای شما خنک .
واقعا توی این گرما هیچی مثل هندوانه ( یا به قول ما : شامی ) و خربزه و طالبی و گرمک ( باز هم به قول ما : گرکه ) نمیچسبه ؛ ( خودم که دهنم آب افتاد )
تابستانه و درد بی درمان اوقات فراغت که هر سال اول تابسات هی در موردش بحث میشه و از ماه دوم هیچکس احوالش رو هم نمیپرسه ؛ تا کی توی این مملکت قصد دارن یکچهارم زندگی بچهها و جوانها رو تلف کنن ، من که نمیفهمم .
این بار دو تا دو بیتی مینویسم از جناب «عبدالرحمان شرفکندی» با تخلص «ههژار» و معروف به « خیام کورد » چرا که رباعیات خیام رو به کردی ترجمه کرده ؛
این دو بیتیها که هر کدام مربوط به یک ماهه قائدتا دوازدهتاست و البته به اسم ماههای کردی. ماههای کردی که به ترتیب از فروردین عبارتند از خاکهلیو یا نهوروز ، بانهمر ، جوزهزردان ، پوشپهر ، گهلاویژ ، خهرمانان ، رزهبهز ، گهلاریزان یا خهزهلور ، سهرماوهز یا سیخوار ، بهفرانبار ، ریبهندان ، رهشهمه یا رهشهمهی که بعدا در مورد اسم هر ماه و علت اسمگذاریش مینویسم و از این به بعد قصد دارم هر ماه یه دوبیتی از ماموستا ههژار که در مورد هر ماه گفته بنویسم شاید مقبول افتد .
این بار دوبیتی مربوط به پوشپهر یعنی تیر و گهلاویژ یعنی مرداده و معنی و علت نامگذاری :
پووشپهر : ماهی است که در آن گیاه خشک شده و به زبان محلی به پوش تبدیل میشود مثل کاه خشک شده .
گهلاویژ : ماهی است که در آن ستارهی گهلاویژ در آسمان پیدا میشود و به دنیا رو میکند .
و دو بیتیها :
پوشپهر
یا خودا ههر کهسی کوردی خوهش نهوی
وهک پوشی پوشپهر به روو دا کهوی
به داسی مهردی پالهی کوردستان
بیدهن له تایه بو ساردی زستان
************************************************
معنی :
ای خدا هر کس از کرد خوشش نمیآید
مانند کاه ماه تیر بر رو * بیفتد
به داس مرد کشاورز کردستان …
از ته قطع شود برای سردی زمستان
************************************************
گهلاویژ
گهلاویژهکهی بهختت له ئاسو
دهرکهوت . چا بو نهبوی : رهنجهرو
نرخی ئهم مانگه بارهی گیانه
چیژنی سهر سالی کومهلی ژیانه
***********************************************
معنی :
ستارهی گلاویژ بختت از افق بیرون بیاید
تا هیچگاه غمگین و رنج دار نباشی
نرخ این ماه به اندازهی جان است
جشن سالگرد زندههاست
**********************************************
* بر رو بیفتد احتمال به این معنی که مشخص شود یا مانند کاهی که از محصول جدا میشود از دیگران جدا شود
**********************************************
دوستان عزیز و سروران اگر ایرادی اشکالی در معنی هم دیدین لطف کنید و یادآوری کنید تا اصلاح کنم چون این شعرها به کرمانشاهی و گویش من نیست و احتمال اشتباه زیاد . ممنون میشم .
سلام ؛
حال شما ؟
دوستان ببخشید این بار فکر کنم رکورد زدم ؛ تا حالا اینقدر دیر ننوشته بودم و همهش هم به خاطر این موجود اسمشو نبر و سد بزرگ و بی رحمیه که جلوی پیشرفت خیلیها رو گرفته یعنی کنکوووووووووووووووووووووووووووووووور .
امیدوارم هرکس این طرح رو توی ایران اجرا کرد خیر نبینه از زندگیش آخه بگو آبت نبود نانت نبود ، کنکور راه انداختنت چه صیغهای بود !!!!!!!!
ولی خوشبختانه ما که نجات پیدا کردیم ( البته از یه سری جهات تازه اول عذابه )
حقیقتش قبل از کنکور خیلی برنامهها داشتم و آرزوی یه کم وقت که به اون کارها برسم ولی حالا که کنکور تمام شده حوصلهی هیچ کاری رو ندارم باور نمیکنید قبل از کنکور برای نیم ساعت تنبور زدن یا یه ساعت بیرون رفتن لهله میزدم ولی الان اصلا حال هیچ کدام رو ندارم اصلا نمیفهمم چه بلایی به سرم نازل شده ( حالا نیاید فوری بگید « براگم ئهوه تیوپلس ( به جای دیپرس) بیده »اصلا من نه تیوپلسی نه دیپرسی و نه افسردگی هیچ کدام توی مرامم نیست پس لطفا روی یه چیز دیگه فکر کنید و درمان تجویز کنید .
این بار یه شعر که باز شاعرش نامعلومه ( این روزها مد شده هر وقت شاعر آهنگی رو نمیشناسن میگن شعرش فلکلوره ) و به این ترتیب فلکلوره !!!!!؟؟؟؟ ولی خوانندهش مرحوم علی البرزی از خوانندههای خوب و قدیمی کرمانشاهه ( یاد و جاش سبز ) البته من از قالب شعر سر در نیاوردم ولی اختمالا یه مثنوی و یه غزل باشه
سه کهس لهی دونیا شو نهدارو خاو
ئهوهل دهنگ دل ، دوم نالهی ئاو
سوم ئو کهسه وه دیل گریایه
وه زولف لهیلی زهنجیر کریایه
وهفدای چاوت بام ، خهزال مهسم
ئهسیر عشقم ، بی فهریاد رهسم
خودا خوهی زانی دلم ها وه لات
منیش چو فهرهاد شیرین پهرهسم
هاتی بوینی جهسهی بیمارم
شاید بکوشید ئهرهی تیمارم
بو تا بکهریم دوسیمان له نو
من دار نارنج ، تو دار لیمو ( تو دار نارنج من وه سایهی تو )
*********************************************
سه نفر در این دنیا ، شب خواب ندارند
اول صدای درون ( دل ) ، دوم نالهی آب
سوم کسی که دلش گرفتار است ( دلش جایی گیر است )
و به زلفان لیلی زنجیر شده است
فدای چشمانت شوم ، غزال مستم
اسیر عشق و بی فریاد رس هستم
خدا خودش میداند که دل من پیش توست
من هم مثل فرهاد شیرین پرستم
آمدی تا جسم بیمارم را ببینی
شاید برای درمانم کوششی کنی
بیا تا دوستیمان را تازه کنیم
من درخت نارنج باشم و تو درخت لیمو (تو درخت نارنج باشی ومن در سایهی تو )
*********************************************
این شاعر ناشناس ما مثل اینکه یه نفر رو فراموش کرده و اونم بیچارههایی که شب کنکور از استرس نمیخوابن ( البته دوای استرس هم یه اتاق 1 در 5/1 میباشد )






