سلام ؛
اولين خبر اينکه بخش فرهنگی روزنامهی ندای جامعه و حزب فردای کرمانشاه قصد دارد اولين کنگرهی ادبيات کردی ( کردی ، لکی ، فيلی ) را برگزار کند
لطفا آثار خود را به آدرس کرمانشاه ، بلوار تاق بستان ، بريدگی مراد حاصل ، نبش کوچهی ۱۲۷ ، روزنامهی ندای جامعه ، دبيرخانهی اولين کنگرهی ادبيات کردی ( کلهری ، لکی ، فيلی ) بفرستيد
مهلت ارسال آثار : ۲۴ دی ماه ۱۳۸۳
روز برگزاری : اول بهمن ماه ۱۳۸۳
دومين خبر اينکه ما فعلا کامپيوتر نداريم پس اگر کم سر میزنيم ببخشيد .
سومين خبر اينکه امشب شب يلداس و ما هم با شعری پاس میداريمش البته اين شعر اصلاح شعريه که پارسال نوشتم با کلی تغييرات :
يهلدا بيه دوواره ، ههم حال من خراوه
ههم دل پره وه زوخ و سهر گيج و چهو پر ئاوه
ساقی وهره پهياپهی پيمانه پر وه می که
زانم پياله ئم شهو ههم مهس ئهشک چاوه
گشت ئايمهيل دنيا چينهسه شهو نشينی
دهرمان بی کهس ئم شهو مهسی و چاو خاوه
ئمشهو رخم له ئهو چوود سوو خوهر نهکهی خوهر ئاوا
ئهر نينمهی وه مهشرق دی جهرگ من کهواوه
خهفتن کومهک وه مهرگی نهخهفتنم ئهزاوه
من چو بکهم ؟ نيهزانم ، کیدهيدن ئی جواوه ؟
«هوومهت» ئهگهر ک خهفتی زانم ک دا چهلهکيهید
ئهما نهترسه خوهر سوو ، ههم بان دهس پهراوه
******************************************************
معنی :
دوباره يلدا شده و باز حال من خراب است
دل چرکين و سر گيج و چشم پر آب است
ساقی بيا و پياپی پيمانه را پر از می کن
میدانم که امشب پيمانه هم مست اشک چشم است
تمام آدمهای دنيا امشب به شب نشينی رفتهاند
درمان بی کس امشب مستی و چشمان خواب آلود است
امشب از آن می ترسم که صبح خورشيد طلوع نکند
اگر در مشرق نبينمش دلم کباب است
خوابيدن کمک به مرگش و نخوابيدنم عذاب است
من چه کار کنم ؟ نمی دانم ! کی اين جواب را به من میدهد ؟
«هومت» اگر خوابيدی میدانم که صبح از خواب میپری
اما نترس خورشيد فردا صبح دوباره روی دستان پراو* است
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* نام يکی از کوههای کرمانشاه به معنی پر آب
تا کی بايد منتظر بمانیم و تحمل کنیم ؟
تا کی بايد دست روی دست بنشینیم تا هر چه می خواهند به ما توهين کنند ؟ به فرهنگمان به لباسمان و به هر چه که هويت ما را میسازد .
سالهاست که بسياری از برنامهسازان با القای عقب ماندگی کُردها برنامههای بیمایهشان را میآرایند تا شاید چند نفر را بخندانند ؛ اما خنداندن به چه قیمتی ؟ به قیمت تحقیر یک فرهنگ یک هویت ؟
آیا میشود به این اندازه خوشبین بود که همهی این تحقیرها را اتفافی دانست ؟ يک برنامه ، دو برنامه ، ده برنامه ... ؟
آيا کردان اينها هستند يا آنانی که جزء اولين مبارزان مشروطه بودند ، و یا پیشروان هزاران جنبش آزادیبخش در ایران و دیگر کشورها ، همین ابلهانی هستند که در این فیلمها نمایش داده میشوند ؟
کارگر بودن و آبدارچی بودن ننگ نیست اما آنجا که آن کارگر بیفرهنگ است ننگ است ، آنجایی که آبدارچی ابله است ننگ است و عجیب است که این کارگران و آبدارچیان همواره از بین اقلیتهای قومی و مخصوصا کردها انتخاب میشوند .
آیا آن دزد ابله و خسیس ( مسیب مبارکی ) و آن جنگلبان سادهلوح ( آقا نقره ) تنها نمایندگان قوم کُردند که دنیایی به شرف ، عزت ، سربلندی و درک و شعورشان مباهات میکنند ؟
و چه بسا تاسف به خاطر شبکه غیر محلی «زاگرس» که هر کاری انجام دادهاند جز تلاش برای تعالی فرهنگ این منطقه .
باز جای شکرش باقی است که صدا و سیمای پایتخت آنقدرها با زبان و لهجهی ما آشنا نیست ، اما اینها که آشنایند صد برابر بیشتر تحقیرمان میکند ؛ هر لهجهی غیر کرمانشاهی و مغلطهی بسیاری از لهجهها و گویشها را به عنوان گویشمان به خوردمان میدهند تا «با فرهنگ» شویم و فرهنگمان را بشناسیم ؛ اما اين است فرهنگ ما ؟ آيا کُرد تنها کسی است که شلوار کُردی میپوشد بد صحبت میکند و هيچ نمیفهمد ؟
آقايان «مسئول» و «مدير» کمی با اين فرهنگ آشنا شويد تا دوبلهی کُردی تام و جری را زبان اصلی ندانيد و دوباره به استوديدی دوبله نفرستيد تا تمام آرشيو صدا و سيمای کرمانشاه را به جرم «طاغوتي» بودن از بين نبريد آرشيوی که بخش عظيمی از فرهنگ موسیقایی اين قوم را نشانگر بود .
کمی هم به این مردمی که ادعای کار کردن برایشان را دارید بشناسید و به خواستههایشان احترام بگذارید .
مطالب مرتبط :
وبلاگ روانسر
وبلاگ کژوان
وبلاگ يک کرمانشاهی
وبلاگ کرمانشاه ديار شيرين
سايت بلوط
هنرى فيلد در كتاب مردم شناسى ايران مى نويسد: «كردها از حيث زبان و خصوصيات جسمانى ايرانى هستند و به عنوان شعبه اى از نژاد ايرانى از حيث زبان، اخلاق، عادت و شيوه معيشت با ساير ايرانيان داراى جهات اشتراك هستند.»
دانيلو هم مى نويسد: «كردهاى تركيه هم از حيث زبان و خصوصيات جسمانى ايرانى هستند.»
لرد كرزن هم نوشته است: «زبان كردها، لرها و بختيارى ها شبيه زبان فارسى است و چندان تفاوتى با هم ندارند.»
مراد اورنگ نيز گفته است: «سرچشمه هاى نژادى كرد و پيوند ريشه هاى آنان با فارس ها و ديگر شاخه هاى ايرانى روشن است. كردان از فرزندان پاك سرشت ايران بزرگ هستند و از روزگاران دور و دراز پاسدار فر و شكوه اين سرزمين كهنسال آريايى و پروراننده آيين و فرهنگ و زبان ايرانى بوده اند.»
استرابون جغرافيدان و مورخ يونان باستان (چند قرن پيش از ميلاد) درباره چگونگى تربيت و پرورش بدنى جوانان كرد مى گويد: «جوانان پارسى را چنان تربيت مى كنند كه در سرما و گرما و بارندگى ها تاب و توان داشته، ورزيده باشند و شب ها بتوانند از گله ها و رمه ها نگهبانى كنند. اينها را كردك (Kardak) گويند.»
يكى ديگر از قديم ترين اخبارى كه درباره كردها در دست است، كتاب Anabasis يا سفرنامه جنگى گزنفون (Xenephon) سردار لشكر و جغرافيدان و مورخ يونان باستان است، كه رويارويى كردهاى ايرانى را در قالب سپاه اردشير دوم هخامنشى (۴۰۱-۴۰۰ پيش از ميلاد) با يونانيان، كه منجر به شكست ارتش ده هزار نفره يونان شد، شرح مى دهد.
رشيد ياسمى هم مى نويسد: «در حصول پيشرفت هاى دول ايران در زمان مادها، در فتح نينوا و در زمان هخامنشيان در غلبه بر يونان و در دوران اشكانيان و ساسانيان در دفع روميان و در بعد از اسلام در جلوگيرى از مهاجمان و هزاران موقع سخت ديگر بعد از آن، افواج كردان را در صف مقدم سپاه ايران مى بينيم كه براى حفظ استقلال ايران مى جنگند.»
كردها همراه به عنوان يكى از اقوام اصيل ايرانى و زبان كردى نيز به عنوان يكى از كهن ترين گويش هاى فارس باستان شناخته شده است. هويت اين قوم به صورت پيوسته با قوميت و مليت ايرانى عجين شده است و از آغاز استقرار به همراه ساير آرياييان در فلات ايران در طول هزاران سال تا قرن ۱۶ ميلادى، هميشه تمامى كردها در سرزمين ايران زندگى مى كردند.
نخستين جدايى كردها از سرزمين ايران پس از نبرد چالدران بين شاه اسماعيل صفوى و سلطان سليم پادشاه عثمانى صورت گرفت كه طى آن ارتش ايران در نبردى غافلگيرانه با كمتر از ۳۰ هزار نفر در مقابل ارتش ۱۲۰ هزار نفره عثمانى كه به سلاح توپخانه و سلاح هاى آتشين مجهز بودند، شكست خورد و بخش هاى وسيعى از ۲۰ امارت نشين كرد كه دوسوم مناطق كردنشين ايران را تشكيل مى دادند به تصرف عثمانى درآمد. البته بعدها، شاه عباس كبير طى نبردى عثمانى ها را شكست داد و آن سرزمين ها را پس گرفت و مجدداً بعد از ۱۵۰ سال عثمانى ها با سوءاستفاده از هرج و مرج افغانيان، مناطق كردنشين را از ايران جدا كرد كه مجدداً نادرشاه افشار توانست اين مناطق را بازپس گيرد.
در زمان فتحعلى شاه قاجار جنگى بين ايران و عثمان درگرفت كه فرماندهى قشون ايران با عباس ميرزا بود. در اين جنگ سپاه ايران، شهرهاى بايزيد (دوغوبايزيد فعلى)، ملازگرد، بدليس و اخلاط وارجيس را بازپس گرفت. در جنگ ديگر كه بين سپاهيان دو كشور درگرفت، سپاه ايران، عثمانى ها را در موصل و بغداد شكست سختى داد. در سال ۱۲۶۰ هجرى قمرى هم در زمان محمدشاه، سربازان عثمانى به كربلا هجوم بردند و مردم اين ديار را قتل عام كردند كه نبرد دو كشور با دخالت روسيه و انگليس پايان يافت.
پس از اين دوره هم بى كفايتى شاهان قاجار سبب شد، بخش هاى وسيعى از كردستان و عتبات عاليات از ايران جدا شده و به روسيه و عثمانى ملحق گردد.
پس از جنگ جهانى اول و شكست عثمانى، استعمار انگليس، كردستان را به پنج بخش تقسيم كرد كه بيشترين بخش اين سرزمين از ايران جدا شد، همان گونه كه پيش از آن قفقاز و افغانستان و بعدها بلوچستان و بحرين و ورارود را از پيكره ايران بزرگ جدا ساختند.
• پيشينه مقاومت كردها در برابر اشغالگران غيرايرانى
كردها كه از ديرباز همانند ساير ايرانيان از مذهب زرتشتى پيروى مى كردند، هنوز هم آثارى از اعتقادات كهن ايرانى نظير احترام به پاكيزگى آب و خاك، احترام به آتش و بسيارى ديگر از رسوم كهن ايرانى را زنده نگاه داشته اند.
در پوست پاره اى كه به خط پهلوى در سليمانيه كردستان به دست آمده، سوگنامه اى به زبان كردى نوشته شده است كه ترجمه بخشى از آن عبارت است از: معبد ها ويران شد، آتش ها خاموش/ بزرگ بزرگان خود را نهان كرد/ زنان و دختران به اسيرى رفتند/ دليران در خون غلتيدند. كرد ها در دوره عثمانى هم با ظلم بى حد تركان مواجه بودند به گونه اى كه با اعتراف صريح بسيارى از مورخان ترك، عثمانيان بيش از ۴۰ هزار نفر از كرد هاى تكلو را به قتل رساندند.
رويارويى كرد ها در سرزمين عثمانى عليه مظالمى كه بر آنها رفته است از آغاز جدايى از ايران و الحاق به عثمانى شروع شد و نزديك به ده جنگ بين آنها به وقوع پيوست. علاوه بر كرد هاى تركيه، كرد هاى عراق هم در طول استيلاى استعمار انگليس بر عراق و بعد ها، پس از استقرار نظام سلطنتى و رژيم جمهورى همواره جهت احقاق حقوق پايمال شده تاريخى خود، قيام هاى متعدد و دامنه دارى را تدارك ديده اند. قيام شيخ محمود مفيد زاده در سال هاى ۱۹۲۵ تا ۱۹۳۹ از نخستين قيام هاى كرد هاى عراقى بوده است كه طى آن كرد ها با نيرو هاى انگليسى و قواى عراق به سختى جنگيدند و در نهايت، اين قيام به شكست انجاميد و شيخ محمود مفيد زاده هم به ايران پناهنده شد. علاوه بر آن نبرد هايى نيز توسط شيخ احمد بارزانى از سال هاى ۱۹۳۳ و ۱۹۳۴ در شمال عراق آغاز شد، كه بعد ها توسط برادرش ملا مصطفى بارزانى ادامه يافت. در نبرد هايى كه بين كرد ها و ارتش عراق در طول سال هاى ،۱۹۴۳ ،۱۹۴۵ ۱۹۴۶ و ۱۹۴۷ در گرفت، ضربات سختى به رژيم عراق وارد آمد ولى اوج اين درگيرى ها در سال ۱۹۶۸ تا ۱۹۷۱ بود كه قيام ملا مصطفى به اوج خود رسيد. سرانجام اين قيام نيز در سال ۱۹۷۵ با پناهنده شدن ملا مصطفى بارزانى به ايران خاتمه يافت. كرد هاى ايرانى تبار همواره مورد ظلم و تعدى حاكمان عراق قرار گرفته اند. به طور مثال در حلبچه ۵۰۰۰ زن و كودك بى گناه عراقى قربانى حمله ناجوانمردانه شيميايى رژيم عراق شدند و يا پس از جنگ ۱۹۹۱ پس از خيزش كرد ها در شمال و شيعيان در جنوب، كشتار عظيمى توسط ارتش عراق در اين دو منطقه صورت گرفت كه تنها ۱۸۰ هزار مفقودالاثر از ميان كرد ها يكى از فجايع آن بوده است. بارى از سال ۱۹۹۱ ميلادى كرد هاى شمال عراق به يك خود مختارى نسبى دست يافتند كه طى آن دست ارتش و حكومت بعثى عراق از آن منطقه كوتاه شد.






