در اولین روز کاری رسمی کشور ( که مدارس باز شدند البته نه کامل ) سلام!
امیذوارم سال خوبی داشته باشین و سال ٨٩ سال پر بار و پر از موفقیتی باشه.
بعد از همان یک روز برفی هر چه منتظر شدیم برف نیامد پس ما هم نیامدیم.
ولی حالا که بهار آمده هیچ راهی نیست جز بهروز کردن. آن هم با شعری از خودم که اولین شعر سال جدیده و تقریباً داغ داغ چون ٢-٣ روز بیشتر از گفتنش نگذشته.
جوانهها پشت در منتظرند.
سال نو شما ...
مبارک پارسال را هنوز نگفتهای.
روز من دیگر نو نشد.
بوی نویی خاطراتت را
تا زدهام درون صندوقچهای
کلیدش را
عمداً گم کردهام.
اگر کسی خاطراتت را میپوشید،
هیچ خیاطی
بوی نویی آن را
نمیتوانست بدوزد.
شنبه ۱٤ فروردین ۱۳۸٩ساعت
٢:۳٤ ب.ظ توسط ایلیا
نظرات ()







