سلام ؛
من اين بار قصد دارم در مورد اشكالي كه يكي دو تا از دوستان به نحوهي نوشتن من ( نوشتن به فارسي محاورهاي يا در واقع لهجهي تهراني ) و اينكه چرا من از اينكه در فيلمها افراد غير نرمال با لهجهي كرمانشاهي صحبت ميكنند ناراحت ميشوم ، گرفتن بنويسم و نظر شما را هم در اين باره بپرسم .
البته من در اين مورد در قسمت نظرات هم يك سري توضيحات دادم كه به علت قانع نشدن دوستان قصد دارم اين در قسمت اصلي وبلاگ اين توضيحات را بنويسم تا بقيهي دوستان هم نظر خو را اعلام كنند .
اول لهجهي كرمانشاهي در فيلمها :
دوستان عزيز شايد شما هم وقتي كه در حال ديدن يك فيلم هستيد متوجه شدهايد كه بازيگران به لهجهي تهراني صحبت ميكنند كه البته طبيعي است ؛ من هم هيچ مشكلي با اين كار نداشته و ندارم ؛ هموانطور كه ميدانيد همهي ما كساني را كه با اين لهجه صحبت ميكنند را افرادي با فرهنگ ايراني و زبان فارسي ميدانيم و به اين دليل اين افراد را از خودمان ميدانيم و تفاتي بين آنها و خودمان حس نميكنيم و اين افراد چه انسانهايي سالم و چه انسانهايي ناسالم باشند هيچگاه احساس نميكنيم كه اين موضوع به قشر يا قوم خاصي توهين شده است ولي وقتي كه در كنار اين افراد با نحوهي صحبت عادي ، فردي با لهجهاي غير آن ضاهر ميشود ما احساس ميكنيم كه اين فرد با بقيه تفات داريم و نويسنده يا كارگردان هدفي جز نشان دادن فرهنگ خاصي كه با اين لهجه در ارتباط است ، ندارد به همين دليل آنچه را كه ميبينيم به كل آن جامعه يا لااقل بيشتر آن جامعه نسبت ميدهيم پس به من حق بدهيد كه وقتي يك نفر با لهجهي كردي در كنار بقيهي افراد كه هيچ لهجهي خاصي ندارند قرار ميگيرد و اتفاقا اين فرد يك خلافكار يا يك خدمتكار و … است ناراحت شوم .
دوم در مورد شكل نوشتار من :
من هنگامي كه شروع به نوشتن اين وبلاگ كردم چهار شكل نوشتاري در اختيار داشتم كه هر چهار مورد را اينجا مينويسم و دلايل رد سه شكلي كه كنار گذاشتهام را مينويسم :
۱-نوشتن به زبان كردي كرمانشاهي : از آنجا كه هدف من از نوشتن اين وبلاگ چيزي نبوده جز آشنايي ديگران با فرهنگ وادبيات كردي و مخصوصا كردي كرمانشاهي نبوده ( به اين علت كه من در اين مورد بيشتر اطلاعات دارم و در مورد ديگر زبانهاي كردي اطلاعي ندارم و نوشتن من در زمينههايي كه از آنهاي اطلاعات ندارم اشتباه بزرگياست ) پس من نميتوانستم از اين زبان استفاده كنم چون غير از تعدادي از دوستان و همشهريان كه خود كم و بيش با اين فرهنگ آشنا هستند كس ديگري نميتوانست از اين وبلاگ استفاده كند و كار من تقريبا بيهوده بود .
۲-نوشتن به لهجهي فارسي كرمانشاهي : كه باز هم به دلايلي مشابه دلايل بالا و اينكه اين لهجه شامل بسياري اصطلاحات خاص است كه در لهجههاي ديگر وجود ندارد من از اين راه هم منصرف شدم .
۳-نوشتن به فارسي كتابي : كه چون احساس ميكردم اين زبان بسيار خشك و رسمياست و صميميت را از بين ميبرد و اصولا اين دنياي مجازي به دليل از بين رفتن فاصلهها و اينكه معمولا كسي از دختر يا پسر بودن ، جوان و پير بودن طرف مقابل اطلاعي ندارد ، محيطي بسيار صميمي است و نوشتن من به اين زبان باعث كم شدن اين صميميت ( دقيقا مثل اين نوشته كه عمداً به اين شكل نوشته شده ) ميشد .
۴-نوشتن به فارسي محاورهاي ( لهجهي تهراني ) : كه آخرين راه باقي مانده براي من بود و شايد هيچ كدام از اشكالات بالا را نداشت و تقريبا تمام افراد قادر هستند با آن ارتباط برقرار كنند و نوشتاري صميمي و اصولا راحت است .
البته من بايد اين را اضافه كنم كه من در صحبتهاي روزانهي فارسي خودم حتي ذرهاي از لهجهي كرمانشاهي خودم عقب نميكشم و اين را ميتوانيد از دوستاني كه لينك آنها را در قسمت لينكها دارم بپرسيد ( برادرم وريا با وبلاگ رقص شعله ،چكاد ديوان زن ، سمن بويان و … ) و حتي يك بار جريان جالبي هم بر سر لهجهي من پيش آمد كه در صورت تمايل آن را بعداً مينويسم .
خوب دوستان اين دلايل من براي انتخاب شكل نوشتاري محاورهاي بود حالا خواهش ميكنم نظرات خود ار براي من بنويسيد و اينكه با كدام شكل راحت تر هستيد و با آن ارتباط برقرار ميكنيد تا من همان شكل نوشتاري را انتخاب كنم .






