سلام ؛ یه شعر دیگه از علی اکبر نوبتی « پرتو » : این بار میخوام یه تغییر در نحوهی نوشتن معنی بدم به این صورت که معنی هر بیت رو زیرش بنویسم ؛ لطف کنید و بگید با کدوم حالت بیشتر راحت هستین تا من هم به همون صورت ادامه بدم ؛ ممنون برشن دواره برشن ، ساقی دلم کهواوه شیتم که تا نهزانم ، زانستنم عهزاوه بریز ساقی دوباره بریز چون که دلم کباب است مرا دیوانه کنم تا ندانم ، زیرا که دانستنم عذاب است برشن دل تو خوهش بو ساقی ئهگهر م دیمه کهس گیان وه دهر نیهویدن لهی سال نا صهواوه
بریز ساقی ، تو دل خوش باشی ، زیرا اگر من دیدهام کسی از این سال ناصواب جان به در نمیبرد
کلیا و برشیامه ئی دهرده کهس نیهزاند ئهشکم له تاو دوریت ، ههم ئاگره ههم ئاوه






