سلام ؛

رسیدن شب یلدا را به همه‌ی شما تبریک می‌گم ؛

این بار قصد دارم شعری از خودم در مورد شب یلدا بنویسم .

اما قبل از هر چیز باید یک سری توضیحات در مورد این شب بدم :

شرق‌شناسان و مورخان متفق‌القولند که ایرانیان نزدیک به 4000 سال است که شب یلدا که دراز‌ترین و تاریک‌ترین شب سال است را تا سپیده دم بیدار مانده ، در کنار یکدیگر خود را سرگرم می‌کرده‌اند تا اندوه غیبت خورشید و تاریکی و سردی روحیه‌ی آنان را تضعیف نکند و با به روشنایی گراییدن آسمان ( حصول اطمینان از بازگشت خورشید در یک شب طولانی و سیاه که تولد تازه‌‌ی آن عنوان شده‌است ) به رختخواب رفته و لختی بیاسایند ؛ و ماه بعد را به این دلیل که ماه تولد خورشید بود دی ( به معنای روز ) نام نهادند . و خود یلدا نیز از میلاد ( که از زبان سامی وارد پارسی شده ) گرفته شده است .

آداب شب یلدا در طول زما تغییری نکرده‌ است و مردم آنچه از میوه‌ و خشکبار انبار کرده بودند را در کنار شعله‌های هیزم می‌خوردند ، تا سپیده‌دم بشارت شکست تاریکی و ظلمت و آمدن روشنایی و و گرمی ( در ایران باستان ، از میان نرفتن و زنده بودن خورشید که بدون آن حیات نخواهد بود ) را بدهند زیرا که به زعم آنها در این شب تاریکی و سیاهی به اوج خود می‌رسد .

( متن کامل این مقاله را می‌توانید در روزنامه‌ی شرق ببینید )

و این هم شعری که همین امروز گفتم ؛ هر چند که به نظر خودم نمیشه اسم شعر روش گذاشت و خیلی خیلی ضعیفه :

ئم‌شو شو یه‌لداس ، حالم خراوه

                         سه‌رم گیجه خودا ، ده‌ردم گرانه

 

*

ئه‌ی ساقی وه‌ره پیمانه وه‌رو من

                        ئی سه‌رگیجه‌مه هه‌ی ئه‌وه‌ ده‌وایه

من بی‌که‌سم و ئم‌شو شو یه‌لداس

                        وه‌ی ، درد بی که‌سی ، ئم‌شو دیاره

خودا ! صوب هه‌لسد خوه‌ر وه مه‌شرق ؟

                       رخم چود

 

**

، نیه‌خه‌فم ، که‌ی وه‌خت خاوه

«هومه‌ت» ئه‌ر خه‌فتید و صوب داچه‌له‌کیاید

 

***

* ده‌رد گران : درد سخت و طاقت فرسا ( گران به معنی سنگین )

** رخم چود : اصطلاحی است کرمانشاهی ، یعنی می‌ترسم ( «رخت نه‌چود» یعنی نترس )

*** داچه‌له‌کیاید : اصطلاحی کرمانشاهی به معنای با ترس از خواب پریدن ، ناگهان از خواب پریدن ( «داچه‌له‌کیاید» سوم شخص مفرد آن است و در اینجا به این مفهوم به کار رفته که اگر فردا با ترس از اینکه خورشید از بین رفته بیدار شدی نترس چون این حرف‌ها خیالات است )

دوشنبه ۱ دی ۱۳۸٢ساعت ۱٢:٤٩ ‎ق.ظ توسط ایلیا نظرات ()
تگ ها: