سلام ؛ به نظرم اولین چیزی که باید بگویم تسلیت به همهی شماست به خاطر این فاجعهی عظیم که فکر نمیکنم کسی را بتوان پیدا کرد که از این واقعه متأثر و ناراحت نشده باشد ؛ این بار ابیاتی که مینویسم باز هم از همان ابیات عامیانه است که قبلا در موردش صحبت شد و این بار ابیاتی که با «ههی داد ههی بیداد … » شروع میشوند را انتخاب کردهام که شاید با فضای غم و اندوه این روزها هم بی ارتباط نباشد .
ههی داد ههی بیداد شینم یک دهمهن دوس وه دوس بریان فره ستهمهن ههی داد ههی بیداد دهردم کاریهن دهرمانی دهردم گریه و زاریهن ههی داد ههی بیداد کهس دی یار نیه کهس و دهد کهس خهوهر دار نیه ههی داد ههی بیداد ئالودهی دهردم خراوه نشین بیاوان گهردم ههی داد ههی بیداد ئالودهی دهردم عاجز بیم له گیان ، راضیم وه مهرگم ههی داد ههی بیداد لهو گوره شاره نه دهنگی دوس تیهی ، نه یار دیاره ******************************************* معنی : هی داد هی بیداد زاری من یک سخن است دوست را از دوست جدا کردن خیلی ستم است هی داد هی بیداد دردم کاری است درمان دردم گریه و زاری است هی داد هی بیداد کسی دیگر یار و یاور کسی نیست کسی از درد کسی خبر دار نیست هی داد هی بیداد آلودهی دردم خرابه نشین و بیابان گرد هستم هی داد هی بیداد آلودهی دردم از جان عاجز شدهام و به مرگم راضی هستم هی داد هی بیداد از آن شهر بزرگ نه صدای دوست میآید نه یار معلوم است *********************************************** دوستان عزیز لطف کنید و به من بگویید از کدام روش نوشتن معنی استفاده کنم تا خواندن و استفاده از معنی راحت تر باشد.
دوشنبه ۸ دی ۱۳۸٢ساعت
۱۱:٤٤ ب.ظ توسط ایلیا
نظرات ()
تگ ها:






