باز هم سلام ؛ و حالا معایب : اولین چیزی که من را نارحت کرد وقت پرس و جو در مورد کتاب ، از فروشنده بود که در جواب من که از تفاوت این کتاب با چهپکهگول پرسیدم گفت : این کتاب به زبان و خط کرمانشاهی نوشته شده و چهپکهگول به زبان و خط سنندجی ؛ که من اول از بی اطلاعی فروشنده
–
که مغازهاش از قدیمی ترین کتاب فروشیهای کرمانشاه هم هست- در مورد رسم الخط کردی و عدم اطلاع از اینکه این رسمالخط فقط مربوط به کردستان و سنندج نیست ناراحت شدم و بعد اینکه وقتی کتاب را دیدم تاسف خوردم که چرا واقعا چنین کاری صورت گرفته و چرا از این رسمالخط که نه کردی بود و نه دارای حرکت گذاری بود ، با داشتن فاصلههای غلط و دور و نزدیک کردن کلمات به هم حتی من که بسیاری از اشعار شامی را از حفظ دارم ،بارها به اشتباه انداخت ودقایقی را صرف پی بردن به رمز نوشته میکردم ( البته این کار به این دلیل بود که آقای سلطانی در مقدمه ذکر کردهاند که بعضی از این اشعار با چاپ قدیمی تر تفاوت دارند و من فکر میکردم شاید این کلمه یکی از تفاوت های دو نسخه باشد -ایشان مدعی است که مرحوم شامی به دلیل دیدن کسانی که به بهانهی چاپ شعرهایش شعر های او را ضبط می کردند و به وعدهی خود عمل نمیکردند همهی اشعارش را به دیگران نمیداده و دادن شعرهایش به ایشان هم به دلیل وجود یک آشنا بوده که آقای سلطانی را به شامی معرفی کرده -) چه رسد به کسی که اولین بار است که با اشعار شامی برخورد میکند
البته این کار یعنی نوشتن اشعار با رسمالخط فارسی قبلا هم در مورد دیوان اشعار آقای علی اکبر نوبتی ( پرتو ) هم صورت گرفته بود که باز هم به اهتمام آقای سلطانی چاپ شده و چاپ این کتاب با این رسمالخط موجب تاسف دوبارهی من شد ؛ مورد دیگری که من در این کتاب دیدم نوشتن تمامی اشعار به صورت هر مصرع روبهروی مصرع بعدی بود که در مورد اشعاری چون : کرایهنشینی ، داد ملت به دکتر مصدق و جواب او ، صادق نیست و این سوال را در ذهن خواننده به وجود میآورد که چطور قافیهی دو مصرع با هم متفاوتند . در هر حال چاپ دوبارهی این اشاعر با سعی آقای محمد علی سلطانی جای تشکر و قدر دانی دارد که یک بار دیگر اشعار شامی را به کتاب فروشیها برگرداند ؛ کتاب دوم ، گل بی واران ( نوشتهی آقای محمد حیدر از اهالی ایل کلهر و ساکن کرج و و از انتشارات کرمانشاه ) : این کتاب شامل اشعاری ساده و روان و بیشتر بیانگر دلتنگیهای شاعر برای زادگاه و موطن خویش است که بیشتر اشعار بر همان وزنی است که شعرهای عامیانهی کرمانشاهی که قبلا در بارهی آن نوشتهام( مثل : باو تا بکهریم دوسیمان له نو
…) ، گفته شده و اکثرا به همان روانی و زیبایی هستند ؛ اما یکی از چیزهای جالبی که من در این کتاب دیدم استفاد از حروف رسمالخط کردی و عدم استفاده از حرکتگذاری کردی ( مثل عدم نوشتن ههر به جای هر یا سهر به جای سر ) بود که واقعا بی سابقه و کم نظیر است مثلا قبلا اشعار و کتابهایی مثل همین کتاب چنانی چاپ شده که اصلا از رسمالخط کردی در هیچ موردی استفاده نشده ولی من تا به حال این شکل نوشتار که از بعضی از حروف ( بیشتر «ی» که روی آن یک هفت کوچک است و کسانی که فونت کردی دارند میتوانند در لینک وبلاگ بیستون آن را ببینند ) استفاده شود( که متاسفانه در جاهایی هم غلط به کار رفته مثلا چو به صورت چی نوشته شده ) ولی از به کار بردن حرکت گذاری که خواندن را بسیار ساده تر میکند اجتناب شود را ندیده بودم و برایم خیلی جالب بود ( به قول قدیمی ها آخر زمان است آدم چه چیزها که نمیبیند ) البته این نکته هم شایان ذکر است که خوشبختانه در این کتاب لااقل از حرکت گذاری رسمالخط فارسی به صورت ــَـــِـــُـ استفاده شده که نسبتا خواندن را آسانتر میکند ؛






