سلام و صد سلام ؛
باز هم آرزوی سلامتی برای شما دارم .
این بار یه شعر از خودم مینویسم شعری که تقدیم میکنم به عزیزانی که سالها خبری ازشان نداشتم و تازه پیداشان کردم ولی حیف فرسنگها از این شهر دورن و میدانم که احتمالا خیلی دلشان برای اینجا تنگ شده
کرماشان ، نیشتمانی خوهش نیشان
عومر و گیانم له تو مینی جوان
عومری من له شیشهگه ی عومری تو
گیانی من بو به فدای گیانی تو
قهلبی من چو تاق تاق وهسانه
خونی من جاری له چشمهگانه
بیستوون وه قهلبی من ههک بیه
عشق من چو عشق فهرهادیه
سهراوان ههمیشه پر له ئاود
نیلووفهر ، یاوری و ریژاود
یِ روژی ئهگهر کِ له بین بچوون
وه ئه شکم دواره پر له ئاو بوون
دارهگان ئهگهر کِ بوونه قهلهم
وه مهرت وه مانگ و سالت قهسهم
نیهنوسن یک زهره وه عشقمان
وه بان سهر تا سهر ئاسمان
بنوسین له بان گشت بهرگهگان
له بان تهمام ئهستیرهگان
یِ روژی وه غیر ئی خاک پاک
من مردم الا وه ئی ئاو و خاک
نه سپارین جهسهم و زیوی ترهک
نهوارد ئهرهم یِ قهتره فهلهک
************************************************
معنی :
کرمانشاه ای سرزمین خوش آوازه
عمر و جانم از تو جوان میماند
عمر به شیشهی عمر تو (وابسته است )
جان من فدای جان تو
قلب من مانند تاق ِ تاقبستان است ( منظور دو قسمتی بودن آنهاست )
خون من است که در چشمهها جاری است
بیستون در قلب من حک شده
عشق من مانند عشق فرهادش است
سرابهای همیشه پر آب تو
نیلوفر ، یاوری و ریجاب تو
یک روز اگر از بین بروند
دوباره از اشکم پر از آب میشوند
درختها اگر قلم شوند
به مهر تو به ماه و سالت قسم
نمینویسند یک ذره از عشق ما را
بر روی سراسر آسمان
بنویسید بر روی تمام برگها
بر روی تمام ستارگان
یک روز اگر غیر از این خاک پاک
من مُردم الا به جز این آب و خاک
نسپارید جسد مرا به هیچ زمین دیگری
و فلک یک قطره هم برایم نبارد






