سلام دوستان ؛
خبر اول اینکه جلسهی شعر کردی پنجشنبهها ساعت ۵:۳۰ در مجتمع غدیر کرمانشاه - انجمن فرانگر برگزار میشه ( البته هفتهی قبل برگزار نشد ومنم هنوز نفهمیدم چرا اگه خبر جدیدی بود بعداْ میگم ) .
و خبر دوم اینه که داش وریا هم مثل اینکه دوباره داره مرتب مینویسه ( خدا کناد که ولش نکنه دوباره ) .
و خبر سوم اینکه فعلا خبر خاصی نیست .
این بار دو تا دوبیتی از آقای «ایرج قبادی» و از کتاب « لاوار » ( به معنی آوار ) انتخاب کردم .
این کتاب با مقدمهای تحلیلی در مورد رسمالخط و شعر کردی شروع شده و دلایل شاعر برای عدم استفاده از رسمالخط کردی یا به قول ایشان رسمالخط سورانی ؛
ایشان در این مقدمه رسمالخطی پینشنهاد کردن که بیشتر به رسمالخط فارسی نزدیکی داره ولی از بعضی علامتهای رسمالخط کردی هم استفاده شده ؛ هر چند من خیلی این رسمالخط رو قبول ندارم ولی به نظرم خود کار کردن روی این مساله قابل تقدیره و خوشبختانه مثل خیلی از کتابهایی که در کرمانشاه چاپ میشه نیست که بدون هیچ مقدمه و مؤخرهای و با رسملخط کاملا فارسی (که گاهاْ باعث بد خوانده شدن میشه ) به دست خواننده میرسه و هرچه بیشتر مردم رو از فرهنگ و ادبیات شعرشان بیگانه کرده .
حالا برسیم به دوبیتیها :
دنگ دل۱
ههم دیمهد و رنگ پریّ و زریا زنگ۲ دل
ههم کهفتمه ناو کوچه کوچهی تهنگ دل
ههم هات شوی ک شیشه خالی بودن
ههم وهخته ک شین ساز بود و دهنگ دل
**************************************************************
معنی :
دوباره تو را دیدم و رنگم پرید و دل بیچاره شد
باز در کوچه کوچهی تنگ دل سرگردان شدم
دوباره شبی آمد که شیشه خالی شود
باز وقت آن است که ساز شیون کند و دل بنالد
**************************************************************
زوران۳
له سهر تا پام شکیا دی ولم که
نهمهن یِ جایگم آزا۴ دی ولم که
گومان کردی فهلهک من پهلهوانم ؟
پهتک نورم۵ وه مولا دی ولم که
*************************************************************
معنی :
از سر تا پایم شکسته دیگر رهایم کن
یک جای بدنم سالم نمانده دیگر رهایم کن
گمان کردی فلک که من پهلوانم ؟
هیچ کاری از دستم بر نمیآید ، دیگر رهایم کن
************************************************************
۱- دهنگ دل : صدای درون ، نالهی دل ، اسم یکی از نوارهای مرحوم حشمت الله لرنژاد .
۲- زریا زهنگ دل : زهنگِ دل زریا ، این کلمه معنی مستقیمی در فارسی ندارد ولی مفهوم آن با خبر شدن از خبر بدی است و در اینجا یعنی دلم بیچاره شد .
۳- زوران : کُشتی ، زور آزمایی
۴- آزا : سالم
۵- پهتک نورم : بی دست و پا هستم ، هیچ کاری از دستم بر نمیآید






