سلام ؛
امیدوارم خوب و سر حال باشید .
یک از نکاتی که خیلی توی این هفته سر و صدا کرد موضوع بسته شدن سایتهای امروز ، بامداد و ... و دستگیری چند تا از نویسندهها و مسئولان سایتها بود و حرکت خود جوش بلاگرها به پیشنهاد حسین درخشان و تغییر اسم خیلی از وبلاگها به «امروز» برای اعتراض به این روند که هر روز هم بیشتر میشه ؛
من اصلا تعلق خاطری به جناح اصلاح طلب و سایت امروز ندارم ولی به نظرم این کار که نشان از همبستگی خیلی از بلاگرها و جدا از هر نوع سلیقه بود و فقط تنها هدفش اعتراض به وضع موجود اینترنت و فیلترینگ بود ، بد نبود پس ما هم «امروز» شدیم .
موضوع دوم کنسرت گروه شمس به سرپرستی کیخسرو پور ناظری (علی ناظری ) در کرمانشاهه که روزهای 15 تا 17 مهر ماه در سینما آزادی برگزار میشه .
راستی هنوز هم جلسات هفتگی شعر کردی در انجمن فرانگر و مجتمع شهید آوینی برگزار میشه وساعتش هم به ۴:۳۰ تغییر کرده ؛ هر کس تشریف بیاره خوشحال میشیم.
خوب از این موضوعها که بگذریم به کار همیشگی یعنی شعر کردی می رسیم .
این بار شعری از خودم می نویسم که تضمینی از شعر الا یا ایها الساقی حضرت حافظه البته مصرعهای فارسی اولش از من و این مصرعهای ضعیف کردی از حضرت حافظه ( دروو کِ مال کهس نرمانیه { دورغ که خانهی کسی را نرمانده }) .
الا یا ایها الساقی ادر کأساً ک ِ ناچارم
منم شیدا و حیراند برهس زوتر ک ناکارم
به بوی نافهای کاخر صبا زان طره بگشاید
تونیش ههلسه سهمائی کهر ک من ئو گیژ1 هوشیارم
مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هر دم
دلم ههر دهنگ و باسی2 ههس که من دلبر وه کو بارم
به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید
وه من نِیشی گونا دیرد که من پیری گونا بارم
شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل
ئهوه چشتی3 نیه باده ، تو سیران که دلی زارم
همه کارم ز خود کامی به بد نامی کشید آخر
ئهگهر مردم ک ئاسانتر وه ئفشا بین ئهسرارم
حضوری گر همی خواهی از او غایب مشو « حافظ »
ک «هوومهت» ئاشقی زاره تونی رههبهر م ِ ریوارم4
*********************************************************
معنی :
الا یا ایها الساقی ادر کأساً که ناچارم
منم شید و حیرانت ، زود تر بیا که ناکار شده ام
به بوی نافهای کاخر صبا زان طره بگشاید
تو هم برخیز و سماعی کن ، که من آن گیج هوشیارم
مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هر دم
دلم هی داد و بی داد میکند که من دلبر از کجا بیاورم ؟
به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید
به من نگو گناه دارد زیرا که من پیر گناه بارم
شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل
این چیزی نیست تو بیا و دل زار من را ببین
همه کارم ز خود کامی به بد نامی کشید آخر
مردنم راحتتر از ایناست که اسرارم افشا شود
حضوری گر همی خواهی از او غایب مشو « حافظ »
زیرا «هومت» عاشق زار است ، تو رهبری و من راهوار تو هستم
*******************************************************
1-گیژ : گیج
2- دهنگ و باس : سر و صدا ، داد و بیداد
3-چشتی : چیزی
4-ریوار : رهگذر ، راهوار






