سلام ؛
امیدوارم همه خوش و خرم و سرحال باشید ؛
ما که خیلی سر حال نیستیم هنوز پنج ماه از فوت داییم نگذشته بود که خالهم هم رفت ؛
خالهای که فقط میشد بهش گفت فرشته ؛ کسی که هیچکس هیچ خاطرهی بدی ازش نداره ؛ حقا که فلک گلچینه .
ما ها تا کی باید زجر بکشیم ؟ تا کی باید منتظر باشیم تا کاسهی زجرمون سرریز کنه و نوبت ما بشه تا بریم ؟
یادش به خیر خیلی وقتها پیش میآمد که برای ما آواز میخواند ، آوازهایی قدیمی ، آوازهایی که شاید الآن از خاطر خیلیها رفته باشه ولی اون برای ما میخواند تا فراموش نکنیم ؛ فقط میشه گفت : یادش به خیر !
یکی از آوازها اسمش صبری (سبری ) بود که خانم شهین طالبانی خوانندهشه که البته چند وقت پیش هم این آهنگ رو دوباره خوانی کرد ؛ ما روزی که این آهنگ رو شنیدیم اولین کاری که کردیم برای خالهم بردیمش ، چقدر خوشحال شد ؛ هیچ وقت از یادم نمیره .
امروز که آهنگ رو دوباره گوش دادم ، دیدیم بعضی از بیتها چقدر به حال و هوای ما نزدیکه ، تصمیم گرفتم همینها رو برای این پست انتخاب کنم و بنویسم .
سهبری گولفروش ، گول دانه ، دانه
دلهکهم بو دلهکهت ویل و ویلانه
ئهگهر ناوهگهد فهرامووشم بود
سفیدی کهفهن بالا پووشم
شهرت بی له داخت تهرک دونیا کهم
به وینهی مهجنوون روو له سهحرا کهم
شهرت بی له داخت تا روژ مهحشه ر
بهرگ ئازیهتی دهر نیرم له وهر
****************************************************
صبری(مخفف صبریه که یک نام زنانه است ) گل فروش ، گل دانه ، دانه
دلم برای دلت آواره و در به در است
اگر اسم تو را فراموش کنم
سفیدی کفن بالا پوشم شود
شرط شد به خاطر داغت ترک دنیا کنم
مثل مجنون سر به صحرا بگذارم
شرط شد به خاطر داغت تا روز محشر ...
لباس عزا را از تن بیرون نیاورم






