سلام دوستان همراه ؛
اين بار خيلی خبر خاصی نيست جز خبری که بار پيش فراموش کردم بنويسم و در واقع کمی هم تقصير کنگره بود که باعث شد کمی اين خبر کم رنگ شود . خبر اين بود که نخستين جشنواره فرهنگي ادبي( گويش هاي محلي استان كرمانشاه) در کنگاور برگزار شد که شرح کاملش در بلوط آمده .
خوب يک راست به سراغ شعر برويم
اين بار هم شعری از خودم :
کهمووتهريل بال شهکهت
له سووز سهرمای سهرماوهز۱
له وهر دهمی قوش و قهرهقوش۲ و دال و ههلو۳
له زندان ههوريل سيه و ميلهيل زهرد خوهر
وه عيشق چوار گله گهنم گهن
دنيايگ خِر دهن
ئاخريش وه جورم بالهو گرتن
شاپهريليان دهنه دهم چوارتاق قيچی ورسی
ئهوانهيش چهويليان بهسن
بال خهياليان وا کهن
بالهو گرن تا کهشکهشانهيليگ
کِ نه قوشيگ بودِن و نه ههلويگ
نه ههور سيهيگ بودِن و نه قيچی ورسيگ
ئورهيگ کِ وه گيريايی ئازاد نهون
ئورهيگ کِ ئازاد ئازاد بوون
*******************************************************
معنی :
کبوتران بال خسته
در سوز و سرمای آذر ماه
در برار دهان شاهين و عقاب
در زندان ابرهای سياه و ميلههای زرد آفتاب
به عشق چهار دانه گندم خراب
دنيايی را میگردانند
در آخر هم به جرم پرواز
شاهپرهايشان را به دهان کاملا باز قيچی گرسنه میدهند
آنها هم چشمانشان را میبندند
بال خيالشان را باز میکنند
پرواز میکنند تا کهکشانهايی
که ( در آن ) نه شاهينی باشد و نه عقابی
نه ابر سياهی باشد و نه قيچی گرسنهای
آنجايی که در اسارت آزاد نباشند
آنجايی که آزاد آزاد باشند
*************************************************
۱- سهرماوهز : نام کردی ماه آذر که ديگر سرما محسوس است
۲- قوش و قهرهقوش : شاهين ، قوش و قرهقوش تفاوت بسيار کمی با هم دارند .
۳- دال و ههلو : عقاب ، اين دو نيز هر دو نام انواع خاصی از عقابند . البته ههلو را عدهای کردی کرمانشاهی نمیدانند و عدهای هم دال را نام کردی لاشخور میدانند .






