سلام!
این بار قصد دارم شعری به لهجهی فارسی کرمانشاهی از دوست خوبم یاشار حبیبی برایتان بنویسم؛ یاشار از شاعرانی است که حسی بسیار قوی در شعرهایش وجود دارد و در واقع قسمت مهم شاعری را دارد؛ اما هنور یک اشکال دارد و آن هم عدم آشنایی با عروض است؛ البته اشکالات وزنی شعرهایش معمولا زیاد نیست؛ ولی به هر حال مشکلی است که باید رفع شود.
امیوارم از شعر خوبش لذت ببرید.
یه پَپو1 پُف مُکُنم2 به آسمان شاید بیاد
اَ دُرو3 بشش4 میگم نامهربان شاید بیاد
هی میرم دنبالش و ناز چشاشه میکشم
کُلی وی میسَم5 سر قرارمان شاید بیاد
هی همه بِشِم میگن او دیه رفته بیخیال
بیخیال حرف مفت دیگران، شاید بیاد
ای خدا مَه بی کَسم، خو کَس بی کَسا تونی
قصهی منه به گوشش برَسان، شاید بیاد
میدانم از اولش دوسم نداشت و نداره
با ایکه همش بشم گفته نمان، شاید بیاد
چَنی6 خوش خیال و سادهم، خودمه گول میزنم
آش نذری مُورَم7 تا خانهشان شاید بیاد
میگم ای کاش بمیرم برن بشِش خَوَر بدن
وی و شیون8 مکنن تو خانمان شاید بیاد
وقتی پاییز بشه باز خشخش بَرگا زیر پام
یه پَپو پُف مُکُنم به آسمان، شاید بیاد
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- پپو: قاصدک
2- پف مکنم: فوت میکنم
3- درو: دروغ
4- بشش: به او
5- وی میسم: میایستم
6-چنی: چقدر
7-مورم: میبرم
8- وی و شیون: عزا داری






