بعد از مدت‌ها، سلام!

حقیقتش خیلی وقت بود حوصله‌ی نوشتن نداشتم و اگر بگویم قصد تعطیل کردن وبلاگ را داشتم دروغ نگفته‌ام. دو سال و نیم پیش وقتی شروع کردم به نوشتن وبلاگ خیلی فکرها در سر داشتم و خیلی مصمم بودم که حتما یک کاری باید انجام بدهم و با شروع این کار شاید بعضی دیگر از دوستان هم ترغیب شوند و شاید این کار را گروهی انجام دهیم ولی بعد از این مدت هنوز چنین چیزی محقق نشده و باور کنید من هم خسته شده‌ام البته کارهای شرکت هم بی‌تاثیر نبوده‌اند و کمتر وقت آزادی برایم باقی گذاشته ؛ ولی عجیب است که باز هم دلم نمی‌آید اینجا را تعطیل کنم و بی‌خیال اینجا و کلا دنیای وبلاگ بشوم. خلاصه این که فعلا دلتان را خوش نکنید که از شر من راحت شده‌اید، فعلا هستیم...

راستی سعی می‌کنم کمی فضای وبلاگ را تغییر دهم چه در شکل و قیافه و چه در محل و نوشته‌ها .

خوب این بار یک شعر از خودم برایتان می‌نویسم، امیدوارم بپسندید.

 

سلام پیره‌ شه‌و!

و په‌پویل په‌ر و ئاگرت بیوش:

ئرا وه ترس داین خه‌وه‌ر گه‌ن

خوه‌یان و داوان تیریه‌کی شارینه‌سو1

وه پیان بیوش :

ئه‌گه‌ر وه ناو ده‌م سیه ‌چالیش بچون ،

ئاگر جه‌رگیان هاواریان که‌د.

وه پیان بیوش :

ئه‌وسا جه‌رگیان ئارام گرد

که گه‌رد ئه‌و ئاگره

 ئاسمان و زیو

وه‌یه‌ک بیورنن.

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 معنی:

سلام ای شب پیر!

به قاصدک‌های پر در آتشت بگو:

چرا از ترس دادن خبر بد

خودشان را در دامان تاریکی پنهان کرده‌اند

به آنها بگو:

اگر در دهان سیاه چاله هم بروند

آتش درونشان فریاد‌شان می‌کند

به آنها بگو آن هنگام درونشان آرام می‌گیرد

که با آن آتش،

آسمان و زمین را به هم بدوزند 

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شارینه‌سو : پنهان کرده‌اند

این شعر به اعتقادی اشاره دارد که هر فردی در آسمان ستاره‌ای دارد و با مردن او آن ستاره هم خاموش می‌شود و در واقع هر ستاره‌ی دنباله دار نشانه‌ای از مرگ یک نفر است

 

شنبه ٥ آذر ۱۳۸٤ساعت ٢:٥٥ ‎ب.ظ توسط ایلیا نظرات ()
تگ ها: