در اولین روز کاری رسمی کشور ( که مدارس باز شدند البته نه کامل ) سلام!

امیذوارم سال خوبی داشته باشین و سال ٨٩ سال پر بار و پر از موفقیتی باشه. 

بعد از همان یک روز برفی هر چه منتظر شدیم برف نیامد پس ما هم نیامدیم.

ولی حالا که بهار آمده هیچ راهی نیست جز به‌روز کردن. آن هم با شعری از خودم که اولین شعر سال جدیده و تقریباً داغ داغ چون ٢-٣ روز بیشتر از گفتنش نگذشته.

 

برای دیدن عکس بزرگ روی آن کلیک کنید

 

جوانه‌ها پشت در منتظرند.

سال نو شما ...

مبارک پارسال را هنوز نگفته‌ای.

روز من دیگر نو نشد.

بوی نویی خاطراتت را

تا زده‌ام درون صندوقچه‌ای

کلیدش را

عمداً گم کرده‌ام.

اگر کسی خاطراتت را می‌پوشید،

هیچ خیاطی

بوی نویی آن را

نمی‌توانست بدوزد.

 

  

شنبه ۱٤ فروردین ۱۳۸٩ساعت ٢:۳٤ ‎ب.ظ توسط ایلیا نظرات ()

صاحب این عصا...

دیروز احتمالاً مُرد.

روز قبلش که با هم راه می‌رفتند،

عصا به او محتاج بود...

__________________________

چند روز پیش یکی دیگه از دائی‌هام هم رفت.

این روز‌ها به شدت این بیت توی ذهنم در حال تکراره:

من کور خه‌م بیم، وه خه‌م بیم پیدا

خه‌م نافم بری، خه‌م ناوم نیا.

یعنی:

من پسر غم بودم و از غم زاده شدم

غم نافم را برید(با غم نافم را بریدند) غم مرا نام نهاد.

 

 

 

 

سه‌شنبه ۱۳ امرداد ۱۳۸۸ساعت ٩:۱٧ ‎ب.ظ توسط ایلیا نظرات ()

سلام!
خوشحالم که با خبر چاپ کتاب «هه له لام بیود، گومد کردم» از شاعر خوب معاصرمان «سعید عبادتیان» پست می نویسم و همینطور با یک شعر منتخب از این کتاب؛ امیدوارم که لذت ببرید.

 

در ضمن فایل صوتی این شعر هم آپلود کردم و البته با تشکر از عمو فرهنگ که در ضبطش خیلی کمک کرد.

 

مه‌لوچگ!‌ ئای مه‌لوچگ!
مه‌لوچگه‌یل بوچگ!
خوه‌شی بکه‌ن زمسان چوو
روژه‌یل یه‌خ به‌سان چوو
خوه‌زیه‌و دی نوینم خوه‌زیه‌و
نایدن و نه‌وینم وه چه‌و
ئه‌رمه‌سه‌یل چه‌ودان
ده‌نوکه‌یل که‌ودان
جیک جیکدان وه‌ نزه‌و
مردنتان وه‌ کزه‌و
خوه‌شی بکه‌ن وه‌هار تی
دنیای نک و نه‌وار تی
بچن خوه‌ش وه هالدان
ئه‌را شه‌قه‌ی بالدلان
منیش ئه‌گه‌ر خه‌و بیونم
خوه‌م وه د باله‌و بیونم
له‌ دنیای خوه‌م لا گرم
له جه‌مدان جا گرم

 

معنی:

 

گنجشکک آی گنجشکک!
گنجشککان کوچک 
شادی کنید، زمستان می‌رود
روزهای یخبندان می‌رود
ای کاش نبینم، ای کاش
نیاید و نبینم به چشم
اشک‌های چشم‌هایتان
کبودی نوک‌هاتان
جیک جیک بی رمقتان
مردن سوت و کورتان
شادی کنید بهار می آید
دنیای نو نوار می آید
بروید خوش به حالتان
به خاطر صدای بالتان
من هم اگر خواب ببینم
خودم را با دو بال ببینم
از دنیای خودم کناره می گیرم
در جمع شما جا می گیرم

یکشنبه ٢٤ خرداد ۱۳۸۸ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ توسط ایلیا نظرات ()
تگ ها: کرماشان و عمومی

سلام!

این بار هم دو شعر از علی الفتی و کتاب گه‌‌رمه‌شین برای شما می‌نویسم.

په‌رآو

ده‌رد بیستیون  دیوری  په‌راوه*
منیش له دیورید  چه‌وم  پر ئاوه
خه‌زان رزانیه  گوله‌یل  باخم
ته‌نیا  دلخوه‌شیم  باخ سه‌راوه** 

معنی:

درد بیستون دوری پراو است
من هم از دوریت چشمانم پر از آب است
خزان گل‌های باغم را ریخته است
تنها دلخوشی من باغ سراب است 

هه‌ناسِ سه‌رد  
   
سه‌رم  سر مه‌ن***   له  داخ   مه‌رگ  فه‌رهاد
دیه چیو  بی که‌س  ئه‌زیزان  له‌یره  گیان داد 
شنه‌فتم  وه‌خت مردن  چاوه‌ری بیو
هه‌ناسه‌ی  سه‌ردمه  هه‌ی داد بی‌ داد

معنی:

مبهوتم از داغ مرگ فرهاد
عزیزان دیدید چگونه ایجا بی‌کس جان داد
شنیدم وقتی که مرد چشم به را بود
آه سرد می‌کشم، ای داد بیداد

پی نوشت:

* په‌راو: پراو، نام کوهی در کرمانشاه

**  باخ سه‌راو: باغ سراب، معمولا منظور سراب قنبر است

*** سه‌رم سر مه‌ن: سرم گیج ماند، مبهوت ماندم
 

یکشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳۸۸ساعت ٢:۱٢ ‎ب.ظ توسط ایلیا نظرات ()
تگ ها: کرماشان

سلام!

در ادامه‌ی مطلبی که در کرمانشاه بلاگ نوشتم یک شعر دیگر هم دارم که اینجا می‌نویسم.

جدیدا خیلی از این جنس کارها که مفهومی را با حسی متفاوت بیان می‌کند لذت می‌برم.

البته کمی عمل به قولی هم هست که به دوستان مخصوصا این برادر سدجاد و و آنهایی که فکر می‌کنند سمند خریده‌ام، داده‌ام. در مورد آن وبلاگ مخفی دو نفره‌ ... 

گاهی دلم تنگ می‌شود
برای منٍ قبل از تو
بیچاره دلم را
از بس بدون طناب دار زده‌ام
خودش هم باورش شده
که قاتل است نه مقتول
به من هیچ ربطی ندارد
وقتی شروع کرد باید می‌دانست
اینجا اول اعدام می‌کنند
بعد محاکمه...

پنجشنبه ٢۱ شهریور ۱۳۸٧ساعت ۸:٤٦ ‎ب.ظ توسط ایلیا نظرات ()

سلاااااااااااااااااااااااااااااااام!!!

وای خدایا چقدر بود ننوشته بودم!!! تقریبا یک سال و یک ماه. به دوستان قول داده بودم یک ماه قبل بنویسم ولی حقیقتا پیش نیامد.( قابل توجه عمو فرهنگ و سلیمانی‌ها و ...) ولی اصلا غم به دل راه ندین که این ماه نوشتم.

این یک سال بد و خوب گذشت. منم مثل هر آدمی!!! روزاهای جور واجوری داشتم. ولی هیچ‌کدام از این روزها مناسب وبلاگ نوشتن نبود. خوشحالم که برگشتم چون این وبلاگ یه جورایی آینه‌ی روزهای از 82 تا امروز بود و برای من و خیلی خاطره از هر پستش داشت.

قصد دارم یه دستی به سر وصورت وبلاگ بکشم تصمیماتیم در مورد آدرسش دارم که وقتی عملی شد خودتان میبینید.

در ضمن عمو سدجاد آدرس وبلاگ عشقولانه‌ی من اینه...

نه نمیگم تا چشت در بیاد

خوب حالا برسیم به خبر خوبی که برای علاقه مندان به ادبیات کردی دارم :

کتاب« گه‌رمه‌شین » مجموعه شعر کردی کلهری علی الفتی منتشر شد.

علاقه‌مندان ادبیات کردی با علی الفتی به خوبی آشنا هستند. او علاوه بر شعر کردی کتاب «راخ» را هم به زبان فارسی منتشر کرده.

حالا برسیم به شعری که بر روی جلد کتاب و با نام گه‌رمه‌شین چاپ شده.معنی گرمه شین را می‌توان زرای و شیون سخت بیان کرد. در فرهنگ کرد هنگامی که برای شخصی به شدت زاری کنند و دیگر از سر رویشان خون بیاید آن را گه‌رمه‌شین می گویند.

نه گه‌رمه‌شین نه شینی هه‌س وه شه‌رمه‌و

نه نازاری ک موور باری وه نه‌رمه‌و

چه‌نی‌ ویله له‌شم هه‌ی دادمه خوه‌م

مه خوه‌م پا بارمه‌و شان ده‌م وه ته‌رمه‌و

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

معنی :

نه شیون و زاری سختی و نه حتی گریه‌ای می‌بینی از شرم

نه نازداری که به آرامی مویه کند

چقدر جسدم ویلان شده ای داد بر من

مگر خودم پا بگذارم و شانه زیر تابوتم بگیرم

 

پنجشنبه ۱٧ امرداد ۱۳۸٧ساعت ٢:۳۸ ‎ب.ظ توسط ایلیا نظرات ()
تگ ها: کرماشان