آهسته سخن بگو!

سلام!

هنوز هم این دنیا قصد ندارد دست از سر ما بر دارد و هر روز نقشه‌ای برای اذیت کردن ما می‌کشد.

این شعر هم تقدیم به خاله‌ای که در روز سالگرد داییم و روی مزار او از پیش ما رفت...

آهسته سخن بگو

آهسته تر

آنقدر که ساعت به سرعتش شک کند

زمین به حرکتش

و ماه به دورانش

و روز موعود در آمدنش تردید کند

آنقدرآهسته که شیطان آتشین بال «مرگ»

نفهمد نفس سوزنده ی تو کی سرد شد

/ 14 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کامران

به نگاهت سوگند وبه آن راز بزرگ درته چشمانت که من هرگز نتوانم قطره ای ازدل دریایت را دردل دفتر نقاشی تصویر کنم من نمی دانم ای تو بگو من چگونه بااین دست نحیف رازچشمان قشنگت را تقریر کنم کاش می دانستی که همه هستی من در ته چشم سیاهت پیداست لیک افسوس. مرا جرات گفتن نیست......

کامران

دستی تکان بده حالا که میروی دلتنگ می شوم وقتی که می روی پیشانیت اگر خط خوردگی نداشت می خواندمش که تو. تو با که میروی لیلا نگاه کن به چشمهای من حا لا بگو کجاست آنجا که می روی نفرین نمی کنم شاید ببینمت دنیا به کام تو هر جا که میروی یک لحظه صبر کن شاید ندیدمت دستی تکان بده حا لا که میروی

sadjad

سلام آقاي كلانتري! آپ‌ديت نكردي؟ چرااااااا؟ بازم چرا؟؟؟؟؟ / كلانتر منم بايد شعر بنويسم؟! ول كنيد اسب مرا ره توشه‌ي سفرم را

sadjad

بازم تسليت مي‌گم، باقي بقاي بازماندگان.

جليل آهنگرنژاد

سلام ايليا جان الان متوجه شدم . از صميم قلب تسليت می گم . اميد که روحشان غرق رحمت لايزال گردد

مينا

داداشی يه چيزه خوشگل قشنگ بنويس ديگه من که هر روز منتظرم

نسرين

کجايی پسر جان ؟!! بنويس

مينا

داداشی جونم کجايی تو؟!! بنويس دیگه مردم از بس تکراری خوندم

سروش

سلام .خسته نباشيد.می گم من يه سالی هست که شما رو لينک کردم ها .در ضمن وبلاگ پيمان پاکزاد هم تعطيله...خداحافظ همشهری

میترا.د

سلام دوست گرامی منم همشهری هستم از دورهای دور از پشت هزاران کوه و دشت امروز دلم تنگ شده بود و به سایت خالقی رفتم و این ادرس را پیدا کردم کاش چند اهنگ کرمانشاهی هم میگذاشتی برای دل تنگ ما.امیدوارم موفق و پیروز باشید.[لبخند]