وقت سوار شدن به اتوبوس
شدیداً به تو فکر می کردم
سی سنت کرایه را دادم
گفتم: دو نفر!
یادم نبود تنها هستم!


ریچارد براتیگان

/ 15 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امیر عبدی پور

سلام برادر بزرگوار! البته این شعر در مورد ایران اسلامی چندان نوستالژی تولید نمی کند.چون در ایران آقایان از درب جلو و خانم ها از در عقب وارد اتوبوس می شوند.

فرید

احتمالا اونجاهنوز یارانه ندادن بهشان!!!!فعلا کرایه ارزانه دلش خواسته دو نفر حساب کنه!!!!

وریا

یارو سی سنت داده، لابد مُخواد یه حوریم بذارن بقلِ دَسِش!

فرید

http://up.iranblog.com/Files/8c26a91c96ab4531834b.jpg

س م آ

چه جالب! یاد یکی از دوستام افتادم که یه بار خواست منو صدا کنه، بهم گفت راااااااااااامین؟ یهو خنده ام گرفت. گفت وای ببخشید اصلا حواسم نبود!!!

سونیا

سلام.من برگشتم به وطن.(آجی کوچیکه برگشت با کوله باری از نمره های 20- اون دست قشنگه رو بزنین واسم[هورا]) [لبخند] رامین داداش منو میگین؟[نیشخند] رامین چی شده؟ جلوی چشم کی بوده؟[نیشخند]

سونیا

نه داداش او منفی نیست خط فاصله س. این یک بار رو از من ندیده بگیرید نمره ی 20 رو . شاید دکی جاسبی گذاشت بدون کنکور دکتری قبول شم. اون موقع قول میدم هی 10 بگیرم [نیشخند]

هنگامه اهورا

فرهاد کنج بیستون جان می کند، اما فقط در قلب شیرین تا ابد، پرویز یعنی اتفاق... من عاشقم، تو عاشقی، دیگر تعارف کافی است پشت کلاس درس هم، دیگر توقف کافی است... گفتم اگر نظر به تو خواهر برادری ست شرمنده! آن نگاه برایم عوض شده ست... شما دعوتید به خوانش سه غزل نو کلاسیک و حسی(غیر عریانیستی) از جناب استاد آرش آذرپیک-بنیان گذار مکتب ادبی اصالت کلمه"orianism"- شما کدام یک از این سه غزل را می پسندید و برای این انتخاب چه دلیلی دارید؟ با سپاس