فه‌رهاد

سلام!

این بار هم دو شعر از علی الفتی و کتاب گه‌‌رمه‌شین برای شما می‌نویسم.

په‌رآو

ده‌رد بیستیون  دیوری  په‌راوه*
منیش له دیورید  چه‌وم  پر ئاوه
خه‌زان رزانیه  گوله‌یل  باخم
ته‌نیا  دلخوه‌شیم  باخ سه‌راوه** 

معنی:

درد بیستون دوری پراو است
من هم از دوریت چشمانم پر از آب است
خزان گل‌های باغم را ریخته است
تنها دلخوشی من باغ سراب است 

هه‌ناسِ سه‌رد  
   
سه‌رم  سر مه‌ن***   له  داخ   مه‌رگ  فه‌رهاد
دیه چیو  بی که‌س  ئه‌زیزان  له‌یره  گیان داد 
شنه‌فتم  وه‌خت مردن  چاوه‌ری بیو
هه‌ناسه‌ی  سه‌ردمه  هه‌ی داد بی‌ داد

معنی:

مبهوتم از داغ مرگ فرهاد
عزیزان دیدید چگونه ایجا بی‌کس جان داد
شنیدم وقتی که مرد چشم به را بود
آه سرد می‌کشم، ای داد بیداد

پی نوشت:

* په‌راو: پراو، نام کوهی در کرمانشاه

**  باخ سه‌راو: باغ سراب، معمولا منظور سراب قنبر است

*** سه‌رم سر مه‌ن: سرم گیج ماند، مبهوت ماندم
 

/ 13 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سونیا

حالا نظر میدم: اسم این کتاب قبلنا گرمه شین بود الان نوشتی گرمه شن!!!!!!! البته ببخشید ها داداش[نیشخند]

س م آ

سلام بر بزرگ مرد کرماشان، شعر بسیار زیبایی بود. با اینکه کرد نیستم ولی کلّی تلاش کردم که بخونمش و کردیشو یاد بگیرم! همیشه موفق و مؤید باشی. [گل]

س م آ

ولی خوب بعدا باید یکی اینو با لهجه ی کردی برام بخونه! [خنده] چون اگه بخوام پیش کسی بخونم آبروم میره[خنده]

س م آ

کاش فایل صوتی تلفظ صحیح رو میزاشتی[زبان]

عسل

سلام داداش.طفلی فرهاد [ناراحت].کاش همه ما یه ذره از فرهاد معرفت به ارث می بردیم.[متفکر] دیشب صدای تیشه از بیستون نیامد گویا به خواب شیرین فرهاد رفته باشد[گریه][گریه]

سونیا

داداش ایی عسل همو هانیه ی خودمانه !!!!!!!!!!! [خنده][خنده][نیشخند]

فاروق

[دست][دست]سلام[دست][دست][دست] [دست][دست]وبلاگت محشره [دست][دست] [دست][دست][دست]خیلی عالیه [دست][دست][دست] [دست][دست][دست][دست][دست]

س م آ

با سلام خدمت بزرگ مرد کرماشان ببخشید که اون روز نشد درست و حسابی احوال پرسی کنم. از تاریکی سالن اومدم بیرون هنوز چشمام باز نشده بود!!! البته تازه چراغ ها رو روشن کرده بودن. عجله هم داشتم. جشنواره ی جالبی بود. انشالله که همیشه این چنین جشنواره ها برقرار باشه. موفق و موید باشی. با یک پست جدید منتظتون هستم. [گل]

نسرین

دست شما درد نکنه .بزرگ مرد کرماشان اول صبحی منو بردی تو حالو هوای وطن.چقدر دلم برای خاله‌های عزیزم که دیگه تو این دنیا نیستن و روزهای بچگی و نو جوانی که بی تاب اونجا بودیم برای مسافرت تنگ شد . همین حالا هم دلم پر می‌کشه برای (شنه‌ی وا ) در گندم زارهای بیکرانه کرماشان .دلم خیلی هوای اونجا رو کرد حیف حیف از روزهای گذشته ...

س م آ

سلام! مرسی بابت تلفظ صحیح!‌ به نظرم به فینگلیسی نوشته بشه راحت تره !!! چون فتحه و کسره در فینگلیسی بهتر معلوم میشن. بازم ممنون[لبخند]