خرمن زلفان

سلام ؛

حال شما ؟

دوستان ببخشید این بار فکر کنم رکورد زدم ؛ تا حالا اینقدر دیر ننوشته بودم و همه‌ش هم به خاطر این موجود اسمشو نبر و سد بزرگ و بی رحمیه که جلوی پیشرفت خیلی‌ها رو گرفته یعنی کنکوووووووووووووووووووووووووووووووور .

امیدوارم هرکس این طرح رو توی ایران اجرا کرد خیر نبینه از زندگیش آخه بگو آبت نبود نانت نبود ، کنکور راه انداختنت چه صیغه‌ای بود !!!!!!!!

ولی خوشبختانه ما که نجات پیدا کردیم ( البته از یه سری جهات تازه اول عذابه )

حقیقتش قبل از کنکور خیلی برنامه‌ها داشتم و آرزوی یه کم وقت که به اون کار‌ها برسم ولی حالا که کنکور تمام شده حوصله‌ی هیچ کاری رو ندارم باور نمی‌کنید قبل از کنکور برای نیم ساعت تنبور زدن یا یه ساعت بیرون رفتن له‌له می‌زدم ولی الان اصلا حال هیچ کدام رو ندارم اصلا نمی‌فهمم چه بلایی به سرم نازل شده ( حالا نیاید فوری بگید « براگم ئه‌وه‌ تیوپلس ( به جای دی‌پرس) بیده »اصلا من نه تیوپلسی نه دی‌پرسی و نه افسردگی هیچ کدام توی مرامم نیست پس لطفا روی یه چیز دیگه فکر کنید و درمان تجویز کنید .

این بار یه شعر که باز شاعرش نامعلومه ( این روزها مد شده هر وقت شاعر آهنگی رو نمی‌شناسن می‌گن شعرش فلکلوره ) و به این ترتیب فلکلوره !!!!!؟؟؟؟ ولی خواننده‌ش مرحوم علی البرزی از خواننده‌های خوب و قدیمی کرمانشاهه ( یاد و جاش سبز ) البته من از قالب شعر سر در نیاوردم ولی اختمالا یه مثنوی و یه غزل باشه

سه که‌س له‌ی دونیا شو نه‌دارو خاو

                                 ئه‌وه‌ل ده‌نگ دل ، دوم ناله‌ی ئاو 

 سوم ئو که‌سه وه‌ دیل گریایه

                                وه‌ زولف له‌یلی زه‌نجیر کریایه

وه‌فدای چاوت بام ، خه‌زال مه‌سم

                               ئه‌سیر عشقم ، بی فه‌ریاد ره‌سم

خودا خوه‌ی زانی دلم ها وه لات

                               منیش چو فه‌رهاد شیرین په‌ره‌سم

هاتی بوینی جه‌سه‌ی بیمارم

                              شاید بکوشید ئه‌ره‌ی تیمارم

بو تا بکه‌ریم دوسیمان له نو

                              من دار نارنج ، تو دار لیمو ( تو دار نارنج من وه سایه‌ی تو )

*********************************************

سه نفر در این دنیا ، شب خواب ندارند

                         اول صدای درون ( دل ) ، دوم ناله‌ی آب

سوم کسی که دلش گرفتار است ( دلش جایی گیر است )

                        و به زلفان لیلی زنجیر شده است

فدای چشمانت شوم ، غزال مستم

                       اسیر عشق و بی فریاد رس هستم

خدا خودش می‌داند که دل من پیش توست

                       من هم مثل فرهاد شیرین پرستم

آمدی تا جسم بیمارم را ببینی

                      شاید برای درمانم کوششی کنی

بیا تا دوستیمان را تازه کنیم

                     من درخت نارنج باشم و تو درخت لیمو (تو درخت نارنج باشی ومن در سایه‌ی تو ) 

*********************************************

این شاعر ناشناس ما مثل اینکه یه نفر رو فراموش کرده و اونم بیچاره‌هایی که شب کنکور از استرس نمی‌خوابن ( البته دوای استرس هم یه اتاق 1 در 5/1 می‌باشد )

/ 19 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ا-هومت

سلام ؛ باور کن من هی عوضش نمی‌کنم خودش عوض می‌شه ؛ مثل جريان ميو ميو عوض ميشه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

جلیل آهنگرنژاد

سلام بر عزيز همدل ايليا کلانتری ! چطوری دوست همیشه !؟ يک عذرخواهی به خاطر خلف وعده به شما بدهکارم .مطلب خوبت رو هم خواندم . سرفراز باشی

mehdi

همانقدر که ما براش يک درمان پيدا کرديم شما هم پيدا می‌کنيم... از من می‌شنوی خودتونو خسته نکنيد درمان نداره....

ahmad

بابا تو که ديگه شاهکاری به من ميگی چرا آپ نمی کنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

hamid

ده‌ستت ده‌رد نه‌كه‌یدن، برا گیان، ئومید دیرم هه‌میشه ئیجوری فه‌ئال بوید. شعر جالبیك بی، ئه‌ی جور شعره دی بینه‌سه فلكلۆر. جیچاره ئه‌ی جور شاعریه‌له به‌شیان زیاتر خوریاس.

Farrokh

سلام! اومدم ببينم يارو گوسفنده اينجا هم نظر داده يا نه؟!!!

shellli

منم شب خوابم نمی بره

haj hossein

سلام ايليا اين وبلاگ را از ايلات متحده ی کرمانشاه پيدا کر د م کلی حال کردم در ضمن بچه خز ديدگاهها ی زانيار پا ک نکن خخخخخخخ